خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

مقدمهء كتاب 54

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

مردمان را مىخريدند تا از ريا و سمعه دور باشند ، چه بران بودند كه دين رابطه‌يى است ميانهء خدا و خلق و رازى است كه كس بران نبايد آگاه شود . برخى از صوفيان نيز ملازم اعمال شريعت مىبودند و فرائض و سنن را بجا مىآوردند ، ولى براى هر يك از آن اعمال و افعال باطنى و معنايى قايل بودند تقريبا همانند آنچه باطنيان مىگفتند . اما بيشتر صوفيان بالتزام سنت و اتباع سلف گردن نهاده بودند ، خاصه آنان كه بر مكتب قشيرى و غزالى بودند . و نقشبنديان از صوفيان گروه اخيراند و طريقتشان چون طريقهء سنتى و معتدل قشيرى و مشايخ سلف است . و مىبينيد كه اين گفتهء ابو القاسم ابراهيم بن محمد نصرآبادى ( متوفى 369 ) كه مىگويد : « اصل التصوف ملازمة الكتاب و السنة ، و ترك الاهواء و البدع ، و تعظيم حرمات المشايخ ، و رؤية اعذار الخلق و المداومة على الاوراد ، و ترك ارتكاب الرخص و التأويلات » « 1 » ، تقريبا همانست كه نقشبنديان در تعريف طريقهء خود گفته‌اند و در آغاز مقال ( رك : تعريف شمارهء 6 ) نقل كرديم . چنان كه پيشتر اشاره كرديم ، بسبب همين اعتدال و اتباع سنتها و اجتناب بدعتهاست كه بسيارى از علماى دين بدين طريقه درآمده‌اند و يا آنكه آن را ستوده‌اند . و كسى چون ابن حجر هيتمى ( 909 - 974 ) گفته است : « الطريقة العلية السالمة من كدورات جهلة الصوفية هى الطريقة النقشبندية » « 2 » . 2 ) اصول يازده‌گانه بناى طريقهء نقشبندى بر يازده كلمه است . اين يازده كلمهء فارسى - كه به همين هيئت و صورت در متون عربى و تركى نيز به كار رفته است - عبارتست از : هوش در دم ، نظر بر قدم ، سفر در وطن ، خلوت در انجمن ، ياد كرد ، بازگشت ، نگاهداشت ، يادداشت ، وقوف عددى ، وقوف زمانى و وقوف قلبى . هشت كلمهء نخستين نهادهء خواجه عبد الخالق غجدوانى است ، و سه كلمهء آخرين ( وقوف عددى و زمانى و قلبى ) را خواجه بهاء الدين نقشبند افزوده است . و اينك با استفاده از آثار نقشبنديه و اقوال مشايخ اين طريقه ، مختصرا به شرح آن

--> ( 1 ) - الرسالة القشيريه 1 / 223 . ( 2 ) - الحديقة الندية / 13 .